هفته گذشته تعدادی از خانه های مردم بی گناه در فصل زمستان به بهانه حاشیه نشینی ویران شد، کاش مسئولین به جای زمستان فصل دیگری را برای این کار انتخاب می کردند و کاش یک مکان موقتی را برای اسکان آنها در نظر می گرفتند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کرمان ۱۴۰۰ به نقل از  شبکه اطلاع رسانی آرمان کرمان؛ وقتی به آن محل رسیدم نزدیک غروب بود وهوا بسیار سرد بود همگی دور آتش جمع شده بودند در بین آنان چند کودک قد و نیم قد هم به چشم می خورد (شهرک سعیدی را می گویم ) از اتومبیل که پیاده شدم به طرفم آمدند چند نفر از خانم ها شروع به گلایه کردند و گفتند خانم تو رو خدا بگویید گناه ما چیست ؟

مگر ما چه کرده ایم ؟ باور کنید چه کسانی هستند  که در میان شهرها هزاران گناه و فساد می کنند ولی کسی کارشان ندارد !! حال گناه ما این است که در این محل داریم منزل مسکونی می سازیم .

بخدا قسم همه اش از پول زحمت کشی است باور کنید ما معتاد نیستیم ، ما دزد نیستیم ، ما مواد فروش نیستیم که دلمان نسوزدو بگوییم حال که خانه امان را خراب کردند از اینجا می رویم و جای دیگر سرمایه گذاری می کنیم.

یکی از آنها با گریه رو به من کرد و گفت : خدا را خوش می آید که سه فرزند کوچک من توی این زمستان این طور آواره شوند ، شما بگویید با حقوق کارگری شوهرم خوشحال بودیم که پس از سالها پس انداز توانستیم یک آلونک کوچک برای خودمان آن هم با خون دل خوردن درست کنیم ، حال مسئولین دولت از راه می رسند و آن را بر سر من و خانواده ام ویران می کنند.

یکی از همسایگان که شاهد ماجرا بود می گوید صبح خیلی زود بود که ماموران یگان ویژه مثل مور و ملخ از در و دیوار مردم بالا می رفتند ، بلدوزر و تراکتور آورده بودند و برخی نیز در خانه ها در می زدند وقتی به خانه این همسایه رسیدیم دیدیم بچه ها بدون لباس و با ترس و وحشت بیرون آمدند و هر کدام شروع به گریه می کردند و عین یک پرنده بال و پر می زدند و از مامورین می خواستند که به خانه اشان کاری نداشته باشند ، به یاد فرزندان فلسطینی افتادم که زمان ویران کردن خانه هایشان داد می زدند از خانه امان بروید بیرون .

ما نمی گوییم که دولت چرا اینکار را کرد؟ اعتراض ما این است که چرا صاحب ملک و یا چنین املاکی را پیدا نمی کنند و جلوی فروش آنان را نمی گیرند. ما چه گناهی کرده ایم ؟ مادر سه دختر کوچک در ادامه گفت : همسرم کارگر است با خون دل خوردن پس اندازی داشتیم و خوشحال بودیم که پس از سالها صاحب خانه می شویم من یک سوئیت کوچک ساختم و حدود ۲۰ میلیون خرج این خانه کردم حال به یک دفعه آن را بر سرمان آوار می کنند، چه کسی می خواهد پاسخگوی حق فرزندان ما باشد، خدا از حق الله می گذرد اما از حق الناس نه.ما با پول حلال این زمین را خریده ایم و با پول حلال خانه ای را آباد کردیم حال به این سادگی ویران می شود؟!!!

خانمی دیگر می گوید : من حدود ۵ سال است که ازدواج کرده ام و یک فرزند دارم ، بخدا با زحمت کشی توانستیم این زمین را بخریم و خانه ای بسازیم، به ما می گویند باید بچه دار شوید چون نسل جوان ما در حال انقراض است ، شما مسئولین بگویید اگر فرزندی بیاوریم کجا سامانش دهیم زیر کدام سقف ، هر جا برویم می گویند شما حاشیه نشین هستید و زمین دولتی را تصرف کرده اید. مگر ما علم غیب داریم که بدانیم این زمین ها مال دولت است ، ما آن را از شخصی به نام (ح) خریداری کرده ایم ، چرا جلوی چنین اشخاصی را نمی گیرند؟ چرا روز اول که یکی شروع به ساخت کرد نیامدند بگویند این زمین ها مشکل دارد ، حال چه کسی می خواهد جوابگوی ما و فرزندان ما باشد؟

یکی از آقایان جلو آمد و کف دستانش را نشان داد و گفت : شما بگویید این دستان پینه بسته من نشان از اعتیاد می دهد ؟ نشان از قاچاق فروشی می دهد؟ کارگری کرده ام گاهی اوقات نان شب و روزمان را هم نداشتیم ، به سختی توانستیم پس انداز کنیم تا بتوانیم یک خانه برای خودمان درست کنیم چرا؟ در این زمستان سرد با سه فرزند کوچک چه باید بکنم ؟ حتی به من اجازه ندادند که وسایلم را کامل از منزل بیرون بیاورم تابلوی آقا به دیوار بود گفتم بگذارید آن را بردارم بی محلی کردند و شروع به خراب کردن ثمره چندین سال سختی و گرسنگی ام نمودند من ویران شدن خانه های فلسطینی را از تلویزیون می دیدم ولی حال خود بسیار درک می کنم آنها چه می کشند؟ من نمی خواهم از دولت خرده بگیرم ، می خواهم بگویم فرزندان کوچک من چه گناهی کرده اند ؟ من از کجا می دانستم که این زمین مشکل دارد؟ پس از چند سال حال یادشان می آید به ما اطلاع می دهند که این زمین ها مال دولت است و شما جزو حاشیه نشینان هستید.

دختر کوچکش که حدود ۱۰ سال سن داشت پرید وسط صحبت های بابا و گفت : آن روز صبح برای ما روز بسیار سخت و محشری بود . به پدرم اجازه ندادند که حتی ماشینش را روشن کند و از حیات خانه به بیرون ببرد ماموران آن را هل دادند و بردند.

من و خواهرانم صدا بلند گریه می کردیم و فریاد می زدیم از خانه امان بروید بیرون،  تو را به خدا خانه امان را خراب نکنید مگر چه کار کرده ایم؟ مگر چه گناهی مرتکب شده ایم که خودمان خبر نداریم؟ انگار همه کر شده بودند و چیزی نمی شنیدند همینطور خراب می کردند در و دیوار را روی هم می ریختند،یادم هست که کفش پایم نبود اصلا آسمان محله را غبار برداشته بود و همه جا خاک و گردو غبار، خیلی سرد شده بود ، مادر و پدرم را می دیدم که التماس می کردند و ماموران را به خدا قسم می دادند که خانه امان را خراب نکنند، در مدرسه چیز دیگری به ما یاد می دهند ولی من در اینجا صحنه ای با چشمان خود دیدم که هرگز فراموش نخواهم کرد، اگر صهیونیست ها خانه های فلسطینی را خراب کردند آنان کافر بودند و دشمن اسلام و قرآن، ولی اینهایی که خانه ما را خراب کردند مسلمان بودند و شیعه در این سرمای زمستان به قول مادر و پدرم کجا باید آواره شویم ؟؟؟؟؟

خانمی که چند فرزند قد و نیم قد داشت بغض گلویش ترکید و با گریه گفت این اتاق کوچک را می بینید در این چند روز دوباره ساختیم در ندارد و بسیار سرد است وقتی نگاه کردم دیدم یک آلونک کوچک با سقف ایرانیت ساخته شده که در ندارد.

وقتی به درون اتاق رفتم دیدم چند پتو و یک چراغ والر روشن در حال دود کردن و یک تنور گازی وسط اتاق است ، زن یک چادر سیاه خاک آلود از روی زمین برداشت و گفت صبح خیلی زود بود هنوز با بچه ها خواب بودیم لباس خوبی تنم نبود ناگهان دیدم از در و دیوار خانه مامور می ریزد بلند شدم نمی دانستم چه کنم یکی از همسایه ها دوید و چادری پیدا کرد و سرم کرد ، باور کنید اجازه ندادند که خودم لباس ها را از اتاق بیرون بیاورم ، به آنان گفتم اجازه دهید لااقل لباس هایمان را خودم بیرون بیاورم یکی از ماموران داخل رفت و هر چه لباس بود بیرون آورد و پرت کرد وسط حیاط خیلی خجالت کشیدم فقط گریه می کردم و می دیدم که دیگر آقایانی که برای ویران کردن آمده بودند می خندیدند.

می خواهم از مسئولین کشور کسانی که دم از اسلام و شیعه بودن می زنند بپرسم باید این چنین کاری سر ما بیاورند وبرای آوارگی من و فرزندانم بخندند. آنوقت می گوییم چرا باران نمی بارد؟ چرا خدا رحمتش را بر ما فرو نمی فرستد ؟ چه کسی جواب آه و ناله فرزندان من را می دهد؟ این چند روز به ما خیلی سخت گذشته است هر لحظه آه می کشم و پیش خدا گلایه می کنم ….

…. اگر بخواهم بقیه گزارش را ادامه دهم باید یک طومار بنویسم ، به همین قدر اکتفا می کنم و به مسئولین می گویم درست است شما نمی خواهید حاشیه نشینی در شهر ایجاد شود ، متاسفانه این معضلی است که امروزه ما با آن روبرو هستیم ولی این زنان و فرزندان کوچک چه گناهی کرده اند ؟ لااقل فصل زمستان این کار را نمی کردید؟ به نظر شما چاره کار چیست؟ بیایید و این کار را طوری بررسی و طرح نمایید که مالک زمین نتواند زمین خود را بفروش برساند و یا به مردم اطلاع رسانی کنید که قبل از خرید زمین به شهرداری مراجعه کنند و زمین مورد نظر خود را از روی نقشه با نظارت کارشناس خریداری نمایند، بندگان خدایی که از راه زحمت کشی و کارگری سالها دربدری می کشند و پولی پس انداز می کنند تا  زمانی برای خود آلونکی داشته باشند بعداز چند سال سر و کله مامورینی پیدا می شوند و می گویند جایی که شما مالک شده اید مال دولت است و چنین خانه اشان را ویران می کنند آیا واقعا درست است چنین صحنه هایی را کودکان باهوش امروز ما شاهدش باشند و یا خانمی که می گفت به ما می گویند بچه دار شوید در این زمانه با آن همه تورم و تحریم از یک طرف و مشکلاتی که مسئولین دولت برای ما ایجاد می کنند شما  این بی گناهان را کجا سامان دهیم ؟ کاش از قبل جا و مکانی برایشان بطور موقت مشخص می کردید لااقل سر زمستانی فرزندان کوچکشان آواره نمی شدند. یکی از موارد دیگر که بسیار چشمگیر و مورد اعتراض همگان است برخورد منفی متولیان امر با مردم است، مسئولین استانی و کشوری چه خوب است با تدبر بیشتر در این مسائل دعای خیر مردم علی الخصوص نیازمندان را به دنبال داشته باشید.

گزارش از : مهین نامجو

 

انتهای پیام/

 

این خبر را به اشتراک بگذارید :