به مناسبت چهاردهمین سالگرد زلزله بم در ۵ دی، سالروز زلزله دلخراش بم طی گفتگو های تفصیلی با مسئولین وقت بم در ایام زلزله سال ۸۲ سعی در ثبت و ضبط خاطرات آنها کرد.

به گزارش کرمان۱۴۰۰ به نقل از ارگ نیوز؛ به مناسبت چهاردهمین سالگرد زلزله بم در ۵ دی، سالروز زلزله دلخراش بم طی گفتگو های تفصیلی با مسئولین وقت بم در ایام زلزله سال ۸۲ سعی در ثبت و ضبط خاطرات آنها کرد. در این گزارش مهمان شهردار و رئیس شورای شهر بم در ایام زلزله و همچنین شهردار فعلی، رئیس شورای شهر کنونی و چند تن دیگر بودیم.

مهندس باقری شهردار زمان زلزله

از ابتدای سال ۸۲ بعنوان سرپرست شهرداری بم انتخاب شده بودم و زمان زلزله شهردار شدم ساعات اولیه زلزله در منزل بودم و به همراه خانوداه توانستیم از ساختمان بیرون بیاییم و به صورت سطحی جراحت برداشته بودم و مدتی را در شوک به سر می بردم هوا نیز بسیار سرد بود لحظه اول که از منزل خارج شدم چند ثانیه سکوت مطلق همه جا را را گرفت و بعد صدای جیغ از همه اطراف بلند شد و ادم را به یاد صحنه محشر می انداخت و قابل توصیف نیست انگار دنیا دیگر تمام شده است و فکر میکردیم این اتفاقی است که در تمام نقاط کشور رخ داده است بعد بهمراه شهروندی برای کمک رفتم سپس به تاسیسات شهرداری سرکشی کردم ایستگاه های اتش نشانی و جایگاه موتوری اکثر ماشین الات به صورت کامل زیراوار رفته بود به سمت فرمانداری رفتم و چون عمق فاجعه شدید بودعملا کاری از دست ما مسئولین بر نمی امد و تنها کاری توانستیم انجام بدهیم تماس از طریق تلفن ماهواره ای فرمانداری با کریمی استاندار وقت جهت ارایه گزارش وضعیت موجود بود .

اولین افراد حدود ساعتهای ۸ یا ۹ صبح وارد شهر شدند روزهای اولیه ما فقط توانستیم کارمندان وپرسنل شهرداری راجمع اوری کنیم. بعد از پیدا کردن پرسنل شهرداری توانستیم چادری گرفته و در ورودی شهر برای پرسنل شهرداری ایجاد کنیم سپس با وجود نداشتن امکانات مشغول به کار شدیم.

چون از شهرهای مختلف برای کمک رسانی و اوار برداری به بم امده بودند متوجه شدیم ستادها اقدام به اواربرداری شهرداری کرده بودند به محض اطلاع جلوی این اقدام انها را گرفتیم متاسفانه قسمتی از پروانه های بایگانی شهرداری از بین رفته و ما سریعا مابقی را ساماندهی کرده و توانستیم سابقه شهرداری را نجات دهیم.

در روزهای اول از استانهای مختلف در بحث شهرداری ها، بنیاد مسکن و نهادهای دیگر وارد عمل شده بودند و عملا کار اجرایی دست شهرداری بم نبود. با وجود اینکه برخی ارگان ها و مردم در کانکس ساکن شده بودند نیاز به بهداشت و خدمات عمومی محسوس میشد و شروع به جمع اوری زباله ها از اردوگاه ها کردیم .

در ان زمان با توجه به شدت زلزله عملا شهرداری به دلیل نبود پرسنل کافی قفل شده بود و شهرداری کرمان وارد عمل شد و موضوع تدفین را برعهده گرفت و فقط در این بحث دو نفر از پرسنل شهرداری بم به عنوان راهنما همکاری لازم را با شهرداری کرمان داشتند و با توجه به حجم تلفتات و عدم توانایی مردم در حفاری شهرداری کرمان مجبور شد کانالهایی با بیلهای مکانیکی حفر کرده و به صورت یکجا و ردیفی دفن کند.

شهرداری بم توانست کمتر ازیکماه نیروهای خود را ساماندهی کرده و از انجایی که بحث بهداشت عمومی مطرح شده بود خودم حتی لباس پاکبان پوشیده وبا کمک همکاران خیابان های شهر را نظافت کردیم.سپس ظرف دو ماه فضای سبزی در ورودی شهر ایجاد شد که از نظر روحی تاثیر مثبتی بر روحیه مردم داشت.

با توجه به اینکه بحث جابجایی شهر مطرح شده بود نظر مردم را به مسئولین کشوری انتقال دادیم و بدلیل دلبستگی مردم به محصولات و باغات خود و اینکه اکثر خانه ها به صورت خانه باغ بودند تقاضا شد درهمین محل مجدد شهر بازسازی شود با توجه به ساخت اردوگاه ها تقاضا شد مردم در محل خانه خود با نصب کانکس به زندگی شان ادامه دهند تا بتواند مصالح و اهن الات قدیمی را جمع اوری و بازیافت کرده تا به صورت همزمان به بازسازی شهر رونق ببخشند.به نظر من با توجه به زلزله خیز بودن کشور باید از تجربیات بم و مسئولینی که در زمان زلزله حضور داشتند استفاده شود.
شیرین ترین خاطره

در جلسه ای که با حجت الاسلام  و المسلمین عسکری امام جمعه وقت داشتم در آن هنگام پاکتی به دستش رسید که در ان مبلغ پنج هزار تومان پول قرار داشت در ان پاکت نامه ای از طرف یک پیرزن از اهالی روستای کرمانشاه بود مبنی بر اینکه تنها دارایی خود که مرغی بوده است را فروخته و به مردم زلزله زده بم کمک کرده است.

تلخ ترین خاطره لحظه وقوع زلزله بود که دیدم همشهریانم زیرآوار مانده اند و کاری از دستمان بر نمی آمد.

دکتر عباس اسماعیلی رئیس شورای وقت شهر بم

دکترعباس اسماعیلی پزشک رادیولوژی از سمت های خود از سال ۴۶ در اداره های مختلف گفت و افزود:دو دوره عضو شورای شهر بودم که در دوره دوم در زلزله ۸۲ به عنوان رئیس شورای شهر مسئولیت داشتم در زمان زلزله بنده بدلیل سفر کاری به بردسیر رفته و در بم نبودم ساعت ۵٫۳۰ دقیقه روز جمعه پنجم دیماه زلزله بسیار شدیدی کرمان را لرزاند طی تماسهای مکرر با بم خطهای تلفن قطع شده و کسی جوابگو نبود پس از چند ساعت تلویزیون اعلام کرد زلزله ای حوالی جازموریان رخ داده است بلافاصله به سمت بم حرکت کردم در مسیر جاده ماشینهای زیادی در حال عبور بودند که بعضی از ماشینها خاکی و له شده بودند آنچه هرگز فکرش را هم نمی کردم رخ داده بود حالا شهر با خاک یکسان شده وآرزوهایمان برباد رفته بود .

در ابتدای ورودم به شهر سراغ خانواده ام رفتم تنها چیزی که مشاهده شد تل خاکی بود که حجم وسیعی از ویرانی های بجا مانده را نشان می داد در ساعت اولیه هیچ امدادی به بم نرسید فقط هواپیمایی جهت بررسی و گزارش حادثه زلزله بر اسمان بم پرواز کرد و بعدازظهر هواپیمای هوانیروز به یاری وامداد زخمیها شتافتند ومجروحین را به کرمان سپس تهران وشهرستان های اطراف جهت مداوا انتقال دادند.در این بین هلال احمر از روز دوم حادثه وارد شهر بم شد .

با توجه به اینکه پزشک بودم به سمت بیمارستان رفتم که خوشبختانه اسیب جدی بر پیکره ساختمانی بیمارستان امام خمینی وارد نشده بود وعده کثیری از پزشکان شهر در خانه هایشان زیر آوار از بین رفته بودند عده ای هم که باقی مانده بودند با حالت پریشانی در حال مداوای مجروحین با حداقل امکانات بودند . در ابتدا حس کردم سایه یاس در راه است ولی کم کم انسان به این فکر فرو می رود که زندگی ادامه دارد و باید حرکتی کرد مردم بم خودشان همت کرده با کمک روستاییان اطراف بم بیش از ۹۵در صد زخمیها را از زیر آوار بیرون آوردند.

در روز چهارم بدلیل آوار زیاد توانستیم همشهریان خود را با بیلهای مکانیکی از زیر آوار بیرون اوریم سپس نامه ای به ریاست جمهوری وقت نوشته وهمان نامه راهکاری برای باسازی بم شد به دلیل نبود راه مناسب و هجوم مردم از شهرستانهای دیگر هماهنگی به سختی صورت می گرفت و با توجه به اینکه تمامی سیستم های زیر بنای شهرو حتی مراکز درمانی از بین رفته بود کارخاصی نمی توانستیم انجام بدهیم و بدلیل قطعی برق کار امدادرسانی در شب امکان پذیر نبود .

متاسفانه هرج ومرج شهر را فرا گرفته بود و هیچ دستگاه نظامی وانتظامی درشهر نبود وبدلیل اینکه کار شورای شهرورود به امور اجرایی نیست و فقط به عنوان یک دستگاه نظارتی می تواند عمل کند تنها دولت میتوانست به عنوان دستگاه اجرایی وارد عمل شود.

بعد از گذشت چند روز شهرداری وارد کار شده و طی پیشنهاد به ریاست جمهوری خواستار نظارت امام جمعه،فرماندار،شورای شهر و معتمدین محلی بر کمکهای مردمی و نهادهای مربوطه شدیم ولی متاسفانه با این پیشنهاد مخالفت شد وعملا کمک هایی که از طرف ورزشکاران ، مردم و کشورهای دیگر به بم سرازیر میشد به هیچ عنوان به دست مردم نرسید واگر کمکی هم شده است بنده اطلاعی ندارم همچنین کشورعربستان اعلام آمادگی کرده بود که خبری نشد . مقداری از کمک ها تحویل وزارت خارجه شد که از سرنوشت این کمک ها نیز اطلاع نداریم البته یک کشتی گیر به نام اقای طالقانی یک سری کمکهای مردمی را جمع اوری کرده بود که مقرر شد تحت نظارت صدا وسیما جهت بازسازی بم داده شود این کمکها نیز سرنوشتشان نامعلوم است و برای همین یکسری از هموطنان و کشورهای دنیا خودشان در بحث کمک به افراد زلزله زده ورود پیدا کردند بنده در همین جا اعلام میکنم که اگر کمکی صورت گرفته است با ارائه سند این شک و گمان ها را برطرف کنند.

در زمان زلزله کمک هایی از طرف کشورهای دیگر به هلال احمر داده شده بود که فقط از طریق گمرک ترخیص می شد و نمی دانم چه میزان از این کمک ها به دست مردم بم رسیده است و هلال احمر باید جوابگو باشد.

حال بعد از گذشت چند روز از زلزله و حجم وسیعی از ویرانی ها، یتیم شدن پنج هزار کودک و فوت نزدیک به ۴۰هزار شهروند بمی وداغ سنگینی که بر دل ما مانده بود متاسفانه بعضی از مسئولین به جای کمک کردن ما را بازخواست می کردند که جای بسی تاسف بود. در روز پنجم در تهران جلسه ای تشکیل شد و بنده به عنوان عضو کلان شهرها معرفی شدم و در جلسه دیگری تصمیم گرفته شد برای بازسازی هر واحد مسکونی ۴ میلیون و۵۰۰ هزار تومان جهت بازسازی و مبلغ ۳میلیون تومان به صورت بلاعوض به شهروند بمی داده شود که با مخالفت بنده این مبلغ به۱۵ میلیون تومان ارتقاء پیدا کرد که با معرفی به بانک و ضامن زنجیره ای مشکل ساخت مسکن بم حل شد و در این بین با ورود افراد غیربومی به بم جهت شناسایی این افراد با مشکل مواجه شدیم.

بم بر سه مبنای استحکام، هویت و مشارکت مردم ساخته شد و در جهت مشارکت اولویت با انتخاب مردم بوده است .بعد از گذشت مدتی از حادثه دلخراش زلزله اولین فضای سبز در ورودی شهر با نام بم زنده است احداث شد.

جلسه ای با حضور دکتر جلالی ، نمایندگان یونسکو درمنطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید جهت بازسازی و مرمت ارگ قدیم تشکیل شد که در ان جلسه تصمیم گرفته شد که ارگ قدیم بازسازی نشود بنده به عنوان رئیس شورای شهر مخالفت خود را اعلام کرده و گفتم ارگ قدیم باید ساخته شود بدلیل اینکه نوادگان ما بدانند دنیا به یاری ما آمد تا مجموعه ای که توسط اجداد ما ساخته شده بود و اکنون به تل خاکی شبیه شده است مجدد ساخته شود و مرمت این بنای تاریخی تسکینی بر الام دردهای مردم شهر بم خواهد بود.

زمانی مردم شنیدند که یونسکو تصمیم گرفته ارگ قدیم را بازسازی نکند در جلوی ارگ تجمع کرده و خواستار مرمت و بازسازی این بنای تاریخی شدند سپس در جلسه ای که در شهر پکن برگزار شد نه تنها بازسازی و مرمت ارگ قدیم در دستور کار قرار گرفت بلکه بم و باغ شهر ان به همراه قنواتش ثبت جهانی شد.

عاشقان در یک غروب دلکش زیبا با حضور سبز دلبند هنرمندان

لوح ثبت شهر را باخویش آوردند وبه من، این عاشق سرگرشته دوران باشکوه و لطف یک لبخند بسپرند

استاد شجریان در دیدارش با بنده از من خواست تا گامی برای شهر بم بردارد وپس از مذاکره مقرر شد باغ هنر در بم راه اندازی شود که هنوز در حال ساخت است وبعد از آن {ان جی یوها} ورود پیدا کردند و به یاری بچه های باز مانده زلزله شتافتند. متاسفانه پس از گذشت ۱۴ سال از وقوع زلزله هنوز کمبودهایی در شهر احساس می شود که می توان به مدارس و حتی مغازه‌های کانکسی ، نبود یک سینما و فضای فرهنگی تفریحی مناسب در شهر اشاره کرد.

در شهر بم در قبل از زلزله مراکز درمانی از جمله{بیمارستان امام، افلاطونیان و زایشگاه اورجینال مهدیه} در حال فعالیت بودند و بیمارستان پاستورنیز در همان زمان در حال ساخت بود اما اکنون تنها بیمارستان که شرق استان را پوشش می دهد بیمارستان پاستور است که به گونه ای اجحاف در حق بهداشت و درمان شهر بم محسوب می گردد.

در ادامه گزارش خانم نرگس افشاری پور مدیر موسسه انجمن کودکان کار در خصوص اسیبهای زلزله بم گفت: این موسسه از زمان زلزله ۸۲ جهت ساماندهس و حمایت از کودکان کار و کودکان در معرض اسیب تاسیس شد و اکنون حدود ۲۳۰ کودک و ۱۱۰ خانوار تحت پوشش و حمایت این انجمن می باشد . این آسیب ها شامل فقرمالی، اجتماعی فرهنگی و روانی ختم می شود .همانطور که مستحضرید قبلا تنها اعتیاد مخصوص پدران بوده است اما متاسفانه اکنون مادر و کودک را نیز تحت الشعاع قرار داده است. بدلیل اعتیاد ، والدین جهت امرار معاش کودک خود را معتاد کرده و از وی استفاده می کنند و یکی از اسیب های جدی که زلزله به همراه خود داشت سیل وسیعی از اینگونه اشخاص بود که بدلیل مشکلات روحی روانی به سمت اعتیاد روی اورده و باعث افزایش امار کودکان کار و در معرض خطر شده است.

ایرج بسطامی در سال ۱۳۳۶ در شهرستان بم در خانواده ای هنرمند متولد شد هر یک از اعضای خانواده او در زمینه خواندن آواز و نواختن سازهای مختلف تبحر داشته اند با بزرگ شدن ایرج در چنین خانواده ای و با استعداد ذاتی اش موجب گردید وی از ۵ سالگی به خواندن آواز علاقه نشان دهد این علاقه و پیگیری باعث شد پدربزرگش به استعداد وی درزمینه فراگیری آواز پی برده وبارها به دیگران تاکید کند در آینده خواننده بزرگی خواهد شد از این رو پدر ایرج کمر همت بست تا این کودک مستعد در مسیر صحیح آموزش قرار گیرد و درسنین نوجوانی مجذوب عموی بزرگوارش یداله بسطامی مردی مهربان و از نوازندگان چیره دست و معلم موسیقی شد و پس از آن ایرج با کمک زنده یاد حسین سالاری از نوازندگان نامدار کرمانی به کلاس آوازاستاد محمدرضا شجریان راه پیدا کرد .

ایرج بسطامی در ۲۰ سالگی به اوج فعالیت خود رسید و در طول ۱۴ سال فعالیت ۱۱ کاست ماندگار به یادگار گذاشت او هرگز ازدواج نکرد و سرپرستی خانواده برادر مرحومش را برعهده گرفت و آوازهای دشتی و محلی بسطامی در کرمان و ایران دارای شهرت بسیاری بود .

بسطامی بسیار فروتن و و متواضع بود که این تواضع یکی از عللی است که وی تا قبل از خاموشی کمتر شناخته شده بود چون اجازه نمیداد عکسش بر روی نوارها چاپ گردد بسطامی بدلیل شرکت در فستیوال هلندو طولانی بودن سفرش تصمیم گرفت مدتی در زادگاهش بم در کنار خانواده مرحوم برادرش باشد و در خانه کارگری پدر چند صباحی زندگی کرد سرانجام در سحرگاه پنجم دی‌ماه ۸۲ در زلزله بم زیر آوار مانده به زرق و برق جهان و تمام متعلقاتش وداعی بلندگفت پس از مرگ بسطامی برخی از کارهای گذشته و کنسرت های وی با اهالی موسیقی و همچنین آلبوم کاروان کولی‌ به همراه کیوان ساکت انتشار عمومی یافت که الله مزار با همنوازی سه تار بهداد بابایی از جمله این آثار بود.

فاطمه بسطامی درباره ایرج گفت:از ایرج گفتن بسیار سخت است حتی من که خواهرش هستم ودر کنار او بزرگ شدم ایرج را همه ایران می شناسند حتی بهتر ازمن چون آنچه یک هنرمند را در کنار حرفه هنری اش مشهور می کند اخلاق نیکوی اوست و استاد از این حُسن برخوردار بود .وی همیشه درباره عشق ورزیدن به شهرش و مردمش میگفت متاسفانه بعد از زلزله بافت فرهنگی شهر تغییر کرد اما نباید نشست وغصه خورد همه می دانندهنرمند تنها به زادگاهش تعلق ندارد بلکه متعلق به تمام کشور است.

بنده در جهت اهداف برادرم دست از تلاش برای خدمت به فرزندان شهرم برنداشته و هرگز فراموش نخواهم کرد.

گرچه بر پیکرمان زخم زیادیست ولی، ما چه نخلیم که تا سر نرود جان ندهیم

سعی داریم بنیاد بسطامی را در محل زادگاهش راه اندازی کرده و در راستای خدمات فرهنگی،هنری و گردشگری باپشتیبانی مردم،تعامل مسئولین شهر و دعوت از هنرمندان کشوری و استانی گام های موثری برداریم امید آن داریم در شهرمان فضایی ایجاد شود تا شهروندان بمی که بعد از زلزله شهر را ترک کردند دوباره به شهر برگردند.

شهردار بم در خصوص زلزله بم اینگونه گفت: در زمان زلزله پنجم دی ماه ۸۲ معاون اداره صنعت معدن تجارت یا بازرگانی بودم که این حادثه غم انگیز اتفاق افتاد و تمام ساختارهای شهر از جمله واحدهای تجاری یکباره نابود شد و بدلیل بی تجربگی و نداشتن اطلاعات مدیریت بحران کارها به صورت فی البداهه انجام گرفت و خوشبختانه کارهای خوبی در زمینه احیاء واحد تجاری در کوتاهترین زمان ممکنه صورت گرفت.

وی افزود: از اقای صائب رییس اداره صنعت و معدن وقت تمام تلاش خود را برای احیای واحدهای تجاری داشت و توانست در روز سوم شروع به احیا این واحدها کرد و موفق شد مدت یک ماه ونیم بعد اولین واحد تجاری راه افتاد و برخی واحدها مانند اپاراتی ،تعویض روغنی و تعمیرگاه ماشین الات سبک و سنگین که احیای انها در ان زمان ارزش بیشتری داشت شروع به فعالیت کردند.

پشتیبان در ادامه اظهار داشت: اولین مورد برای برگشت به حالت عادی دید بصری است که تداعی زلزله نباشد ، متاسفانه مردم بعد خروج از خانه تبعات زلزله مشخص است و این باعث میشود حادثه زلزله مجدد یاداوری شود.

تاکنون از لحاظ روحی روانی کار خاصی نشده است البته شهرداری متولی این امر نیست اما عمران و زیبایی شهر تاثیر بسزایی بر روان مردم دارد شهرداری در کنار سازمان متولی است و تبعا باید عمران و زیبایی شهر را به جایی برسانیم که زلزله محسوس نباشد‌ و بنده به عنوان شهردارشهر بم تمام هم و غمم این است از نظر ید بصری شهر را تبدیل به قبل زلزله یعنی تلفیقی از شهری مدرنیته و سنت بکنم.

وی خاطر نشان کرد: عادت کردن باعث میشود محیط اطراف برای ادم به مانند اتش زیر خاکستر بماند شهرداری قصد دارد مراسمهای مذهبی و سنتی را لیست کرده و با کمک سازمان های متولی برنامه ای در راستای مراسمات تهیه و به شورای فرهنگی عمومی ارایه دهد سپس با براورد هزینه ها به شورای اسلامی شهر ارجاع و شهرداری موظف است هر کاری را به صورت گام به گام انجام دهد تا موازی کاری صورت نگیرد. اگر امروز درصد رضایت مندی مردم از فضای عمومی یک درصد باشد باید ماه اینده این رضایتمندی افزایش داشته باشد و این افزایش بسته به مدیریت کلی شهر وعملکرد شهرداری دارد. کار به صورت روتین و عادی نباید انجام شود و باید هر کار پله ای برای کارهای بعدی باشد.

در این چهارده سال اینکه به چه میزان موفق بوده ایم باید گفت عادت کردن بر روان تاثیر نمی گذارد و مردم بر این منوال عادت کرده اند

شهردار بم اظهارداشت: زمانی زلزله رخ داد هیچ کس نمی فهمید چه اتفاقی رخ داده است وقتی بیرون امدیم دیدن وشنیدن فریادهای مردم بسیار زجراور بود . من هم با همان وضعیت ابتدایی و بدون اینکه متوجه سرما بشوم به سوی منزل پدری خود رفتم و تا قبل از اینکه مطمن بشوم خانواده ام سالم هستند هیچ حسی نداشتم زمانی اطمینان پیدا کردم که مشکلی برای خانواده ام رخ نداده است تازه متوجه شدم هوا سرد است و با ویرانی های بسیار روبرو شده ایم.

بهترین حس من در زمان زلزله این بود که بعد از شش ماه با برادرم کانسکی را در وسط منزل پدری ام درست کرده و همان جا استراحت کردیم و ان خواب شیرین ترین خواب زندگی ام بود.

مدیریت بحران باید بداند زمانی زلزله رخ می دهد ومردم کاشانه شان که امن ترین مکان انها برای زندگی بوده است اکنون ویران شده است در این مواقع فرد زلزله زده هیچ احساسی ندارد که بعدا چه رخ خواهد داد وقوع زلزله بالاترین شوک برای یک شخص است اکنون مدیریت بحران باید از تجربیات تمامی افرادی که در زلزله بم بوده و فعالیت داشته اند استفاده کرده و این تجربیات را به صورت مکتوب و اجرایی دراورد. با توجه به رخ دادهای زلزله و حادثه خیز بودن در سطح کشور باید مدیریت بحران ویژه ای در بحث زلزله ایجاد شود تا هنگامی که در منطقه ای زلزله اتفاق می افتد بگوییم حادثه غیرمترقبه بوده ودر این زمان باید امادگی کامل داشته باشیم.

در طول سیزده سال زلزله مواردی مشاهده کردم و دوست داشتم انجام دهم مطمئنم در دوره خدمتم در شهرداری انجام خواهم داد. شهرداری یک نهاد خودگردان و خانه امن مردم است مردم باید به ما اعتماد کنند و بدانند پول تنها ارزش افزوده نیست اشخاصی در بم هستند که بیشترین ارزش افزوده ما محسوب می شوند افرادی همچون اقای دبستانی، توسلی، غضنفرابادی، افلاطونیان ، اقای شایق و سرکارخانم عشرت شایق و دیگر بزرگواران و نخبگان بمی مقیم در سطح کشور و خارج کشور که این اشخاص می توانند با فعالیتشان در پایتخت ما را به جایی برسانند که احتیاجی به پول نداشته باشیم و نخبگان بدانند هر کاری در سطح شهر ورود کنند به نام خودشان ثبت خواهد شد.

پشتیبان در پایان گفت: شهر را شهرداری تنها نمیتواند بسازد و فقط شهرداری بعنوان یک جایگاه فعال قرار دارد شهروندان اگر با ما باشند سریعا پله های ترقی را طی خواهیم کرد.

یکی از شهروندان بمی که در زلزله بم اسیب جدی دیده و خانواده خود را از دست داده است و اکنون به مشکلات روحی و روانی زیادی دست و پنجه نرم میکند گفت: درشب حادثه زلزله بدلیل اینکه پسر خود را حدود ۶ ماه قبل از دست داده بود به همراه خانواده از بهشت زهرا بر میگشتیم که دخترم بسیار بیتاب بود و در گوشه ای نشسته و گریه می کرد و حدس زدم شاید بدلیل فوت برادرش است که اینگونه پریشان است در طول شب چندین باز زمین لرزید و ما احساس کردیم که همسرم پیشنهاد داد شب را در حیاط منزل بخابیم اما فرزندانم بدلیل سردی هوا قبول نکردند و خود نیز بدلیل فوت پسرم و افسردگی که داشتم ماندن و رفتن برایم فرقی نمی کرد و گفتم من دوست دارم در خانه بمانم و بمیرم بالاخره تصمیم گرفته شد شب در خانه خود بخوابیم و من زمانی زلزله شده بود اصلا متوجه ریختن اوار بر روی خودم نشدم و زمانی به هوش امدم حدودا ساعتهای ۷ صبح بود که متوجه شدم دو فرزند پسر من در بغلم هستند و جان داده اند وقتی توسط اقوام همسرم نجات پیدا کردم به انها با سر اشاره کردم که پسرانم فوت کرده اند و بعدا جای خواب همسرو پسر دیگر و دخترم را که با دختر عموی خود در اتاقش خوابیده بود را به انها نشان دادم و بیرون اوردن جسد دخترم تا شب طول کشید.

خانواده همسر من زمانی برای دفن خانواده به بهشت زهرا رفته بودند و مشاهده کردند که با چه جم وسیعی از تلفات جانی روبرو هستند تصمیم گرفتند خانوداه من را در روستای تاج اباد محل زندگی پدری شان دفن کنند و من نیز به مدت شش ماه به همراه انها به روستا رفتم.

در این مدت مادر و خانواده ام از زنده ماندن من اطلاعی نداشتند و تصور می کردند که من فوت کرده ام .

بعد از بازگشتم به بم و سپری شدن حدود هفت ماه از زلزله وقتی محل زندگی ام را دیدم که چگونه ویران شده است و دیگر دلیل و امیدی برای زندگی کردن نداشتم. به سمت محل اسکان مادرم رفتم و انها از دیدن من تعجب کردند.

شوک بسیار عجیب و افسردگی شدید من باعث شد به نزد دکتر روانشناس رفته و درخواست داروی ارامبخش جهت تسکین روحیه خود کردم که دکتر مخالفت نمود و گفت باید خودت را با ورزش کردن و انجام کارهای هنری درمان کنی و من به شهرم بم برگشتم و در انجا ان جی یوهایی برای کمک به زنان بی سرپرست تشکیل شده بود که با شرکت در برنامه های انها و انجام امور هنری مقداری از دردهای من کاسته شد.

اکنون بعد از گذشت چهارده سال از زلزله همچنان من با مشکل بیماری روحی و روانی از شهر بم دور مانده ام و مجبور شدم جهت تسکین روحیه خود و حل مشکل روحی ام از این فضا که مرا بیشتر به یاد زلزله و خانواده خود می انداخت دور شوم.متاسفانه در بم تاکنون هیچ فضا و مکانی جهت سلامت روحی و روانی مردم ایجاد نشده است .

و اگر مسئولین شهرستان بم فکری کرده و فضای شهر را از این حالت غبارالود و غم بیرون اورند مطمئنا افرادی مانند من که مجبور به ترک شهر خود شدند برگشته و زندگی دوباره ای در شهر خواهند داشت.

مهندس هادی شهسوار پور فرماندار کنونی بم

ساعت حدود ۵ صبح روز جمعه پنجم دیماه اولین تماس توسط خواهرم از بم گرفته شد مبنی بر اینکه زلزله ای در بم به وقوع پیوسته سریعا به سمت بم حرکت کردیم متاسفانه با ترافیک بسیار گسترده روبرو شدیم و زمانی به بم رسیدیم شهر در تاریکی مطلق فرورفته بود در اولین فرصت طی تماسی با مدیریت بحران که بر عهده کریمی استاندار وقت بود برقرار کرده وجلسه کاری تنظیم وبه هر شخصی وظایفی محول گردید.بنده به عنوان مامور جمع اوری برخی کمک های مردمی از سراسر کشور شدم و طی بازدید از سطح شهر و مراجعه به کرمان پیگیر مسائل مربوطه شدم.

خسارت بسیارشدید وغیرقابل وصف بود با شهری کاملا تخریب شده مواجه بودیم با مشکلاتی از جمله ارتباطی ، زیرساختی وحتی مایحتاج مردم همگی به چشم می امد و چند منطقه شهر به صورت ۱۰۰ درصد و برخی مناطق خسارت کمتری دیده بود.

نیاز بود برنامه ویژه ای برای بم در نظر گرفته شود بدلیل نبود تجربه در سطح کشور سردرگمی و بی برنامگی دیده می شد کم کم تسلط یافته و با تشکیل ستاد بحران کشوری تصمیمات مهمی اتخاذ شد و همانطور مقام معظم رهبری فرمود: «بم را مستحکم تر از قبل باید ساخت »این اتفاق رخ داد .

با گذشت ۱۴ سال از زلزله بم را باید به صورت ویژه دید زیرا هنوز کمبودها و نارسایی هایی دیده میشود خصوصا در مبحث اجتماعی، فرهنگی و روحی روانی که نیاز هر جامعه است و مطمئنا در هر جامعه ای بعد از گذشت زمان این بحران ها بیشتر بروز خواهد کرد و تمام توانایی مسئولین بر روی این مباحث مرتبط و بحث هایی اینچنینی متمرکز شود تا شاهد اتفاقات خوشایندی در شهرستان بم باشیم.

بم از ظرفیت و پتانسیل ویژه ای برخوردار است با برنامه و زمان بندی مدون و شناسایی نقاط ضعف و قوت خود را به جایگاه و استانداردهای کلی برسانیم.

زلزله بم باعث شد مسئولین به فکر افتاده و در زمینه بحران و مدیریت ان کارهای جدی انجام دهند.از جمله این موارد می توان به بحث استحکام سازی در شهرها و روستاها اشاره کرد که از اولویت های مهم کشوری محسوب شد و متولی این امر بنیاد مسکن و شهرسازی میباشد.

همچنین مقرر گردید بحث هایی مانند مقاوم سازی شهرها،صدور پروانه های ساختمانی ، استانداردهای لازم برای ساخت و ساز و استفاده از مصالح سبک و مقاوم از طرف سازمان ها و نهادهای مربوطه رعایت شود.

واحدهای پیش ساخته در دستور سیاستهای کلی نظام قرار گرفت و شهرداری ها موظف به پیگیری و رعایت موازین و مقررات در خصوص استحکام سازی شدند و چنانچه زلزله ای رخ داد فقط به بافتهای ناکارامد اسیب وارد شود و برای بافتهای جدید اسیبی وارد نشود.

شیرین ترین خاطره روز چهارم زلزله یک پیرزن از زیر اور درامد و درخواست چایی کرد

تلخ ترین عکسی که در روزنامه دیدم و تصویر پدری که دو پسر فوت شده اش را به دوش میکشید.

 

قاسمی رییس شورای شهر کنونی بم

در زمان وقوع زلزله بعنوان کارشناس ارشد دفتر فنی میراث فرهنگی استان ماموریت انار رفسنجان داشتم ساعت ۵.۳۰ جمعه پنجم دیماه خواب دیدم خانواده و اقوامم پریشان هستند فردا که بیدار شدم از طریق تلویزیون متوجه زلزله بم شدم و خواستم تماس تلفنی با خانواده ام در بم برقرار کنم که متاسفانه تمام خطوط ارتباطی قطع شده بود ساعت ۷ صبح به سمت بم حرکت کردم در طول مسیر ماشین ها پر از اجساد و مجروحین به سمت کرمان برمیگشتند.

هنگامی به بم رسیدم و سمت منزل پدری ام در میدان بسیج رفتم خانه کاملا تخریب و و تل خاکی تبدیل شده بود و ماشین پدرم زیراوار مانده بود و از طریق ماشین متوجه شدم این تل خاک خانه مان است ان زمان زیباترین لحظه زندگی ام دیدن خانواده ام بود که سالم بودند روز بعد بهمراه دوستانم جهت کمک به اسیب دیدگان به سطح شهر رفته و بازدیدی از ارگ قدیم داشتیم زمانی به ارگ رسیدیم با غمگین ترین لحظه زندگی مان روبرو شدیم و آن دیدن ارگ قدیم استوار که اکنون تبدیل به تلی از خاک شده بود همگی بر این اتفاق ناگوار گریستیم .

دیگر کالبدی از شهر نمانده بود دنیا برای کمک به بم شتافت و آرام آرام مردم روحیه خود را به دست اورده و بم را مستحکمتر ازقبل ساختند واکنون بم امن ترین نقطه کشور محسوب می گردد.

امروز با توجه به اینکه مشکلاتی باقی مانده است یکسری از مردم زمین های خود را رها کرده و به شهرهای اطراف مهاجرت کرده اند اما باید تمام سعی خود را بر رجوع مجدد مردم به شهر بم انجام دهیم و با ماندنمان فرهنگ متمدن بم را احیا کرده و با ورود به بحث عمران ،خدمات شهری و اجتماعی به احیای روحیه از دست رفته مردم کمک کنیم.

انتهای پیام/

این خبر را به اشتراک بگذارید :